تی اس

درد حرف نیست درد نام دیگر من است من چگونه خویش را صدا کنم؟!

رمضان مبارک...
سلام به این ماه قشنگ و پر برکت خدایی..

سلام دوستای خوبم...

این ماه پر برکت و خدایی رو بهمتون تبریک میگم..

امیدوارم که حال همتتون خوب باشه و همیشه سلامت و شاد همراه خانواده باشین

بچه ها وقت های اذان و افطار یکی از زیبا ترین و ملکوتی ترین لحظه هاس بیاین اون لحظه هممون برای شفای بیمارا ،برای اتمام همه ی جنگ ها ، و برای ظهور امام زمان (ع) والبته آزادی هممون از این برزخ تن دعا کنیم خواهش میکنم بچه حتما این کار قشنگ یادتون نره

ماروهم یادتون نره دعا کنین و هروز یک آیه قرآن کریم رو تلاوت کنین خیلی کار قشنگیه به امید آزادی هممون...

یا علی

[ یکشنبه هشتم تیر 1393 ] [ 15:12 ] [ آراد ]

[ ]

سلام...
سلام به همه دوستان گل

والا بعد یه دوماهی گفتیم بیایم البته اتفاق خاصی نیوفتاده و من هنوز درگیر دانشگاهم و هنوز نتونستم در این مورد دورست و حسابی با خانوادم صحبت کنم تو این مدت تونستم فیلم آینه های روبرو رو دانلود کنم خیلی خوشم آمد کلا فیلمی بود که درد و دل هممون بود همش بغض میکردم حین فیلم دیدن احساساتی میشدم ولی خانومم گفت میتونستن از این بهترم درستش کنن اخ خودش نویسندس قربونش برم...

خلاصه اینطور بود و ما تو این مدت دانشگاه میرفتیمو کار میکردیم تا خرج خونرو بدیم آقا مردی شدیم واسه خودمون..

آره دیگه تابستونم که عروسی داداشمونه باید تو فکر لباسی باشیم که خوشتیپمون کنه البته هستیما....

باید یه دوماهی برم بدنسازی بدنمو حسابی آپ کنم البته هستا ولی یه مدتی که درس نمزاره بریم ورزش خلاصه روزگار میگذره و روزا داره گرم تر میشه ....

فعلا تا آپ دیگر خدا نگه دارتون

یا علی

[ جمعه شانزدهم خرداد 1393 ] [ 15:34 ] [ آراد ]

[ ]

خانوم بنده نوشته لذت ببرید....
    من زندگى رو خوب ميفهمم و آدماشو بهتر، تجربه ى خيلى چيزا رو نداشتم اما همون خيلى چيزا رو خيلى خوب لمس مى كنم و مى فهمم... خوب مى فهمم يه مرد محبوس چقد زمان مى بره تا به اولين شب آرامش برسه ...خوب مى فهمم يه تولد ديگه رو مونا خوب مى فهمم يه دختر و از يه قبيله ديگه رو سارا ... مى فهمم اسارت توى هواى جسم يه راه بلند تا آزاديش يه آدمه جون سختو ميخواد و يه زندگى شگفت انگيز....ميدونم درد داره وقتى همه چى تموم باشى ولى زندونيه جسمت ... وقتى مجبور باشى پنهون باشى پشت تمام آرزوهات اينم مى فهمم ... همه ى اينا لمس كردم از نوشته هاتون... از نوشته هاتون تصورتون كردم و فهميدمتون ... زندگى كنار شما فرق داره اينا رو از روى اغراق يا احساس نمى گم نه به هيچ وجه،اما واقعا فرق داره پايدارى عشق و آرزو كنار شما طور ديگه اى معنا داره ... دورگه بودن و طلايى بودنتون.... من نمى تونم هرگز همدردتون باشم كه بودنم دروغه محضه همدردتون آراد نازنينه ولى مى تونم يه تسكين هرچند كوچيك ولى واقعى براى زخماتون باشم... مى فهمم اون لحظه هايى رو كه آراد از دلتنگى و نگرانياش مى نويسه تمام مشكلاته بينمون حتى زياد برام با وجودش شيرينه من دوسش دارم چون چيزى تو وجودش هست كه باعث شده با بقيه فرق داشته باشه چون جواب تمام علامت سوالاى دلمه من به بودنش به خوب بودنش ايمان دارمو افتخار مى كنم ... البته بايد بگم شايد نتونه خوب بنويسه امااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااخيلى فراتر از نوشته هاو حرفاشه از اون آدماس كه هر روز بايد بهش گفت چه خوب شد كه به دنيا اومدى چه خوبتر كه دنياى من شدى....

[ چهارشنبه سیزدهم فروردین 1393 ] [ 3:37 ] [ آراد ]

[ ]

ماجرای سفر عید...
سلام دوستان خوبم

انشالله که حالتون توپ توپ باشه...

آقا بازم نوروزو به همه شما تبریک میگم انشالله که  این سال برا همه بچه های ترنس خوب باشه و بتونن رضایت خانواده یا عملاشونو و یا زندگی خوبشونو با موفقیت با شادی و سلامتی با خانواده با همسرشون کلا حال کنن ,جمیعا صلوات...

خخخخخخ... خوب دیگه اگه حوصله دارین بیاین ادامه مطلب...


ادامه مطلب

[ شنبه نهم فروردین 1393 ] [ 16:34 ] [ آراد ]

[ ]

اولین قدم...
سلام دوستان خیلی خوشحالم


امروز اولین قدمو برداشتم ...


 رفتم پیش دکتر حامد نیا متخصص روان و اعصاب  بالاخره نوبتم شدو رفتم تو البته زیاد منتظر نموندم چون داداش

علی ۲روز قبل وقت گرفته بود برام دست گلش درد نکنه ...

خیلی آقایی داداش...

خلاصه محکم  رفتمو  صحبت کردم واز خودم گفتم اونم چنتا سوال کردو چیز زیادی نگف...

بم یه نامه داد برا معرفی به دادگاه خانواده البته نامه رو به خواسته من داد گفت باید ارجاع بدی به دادگاه ودرخواستتو بنویسی...

ولی برا اولین قدمم خوشحالم امیدوارم توسال آینده یا سال بعدش بتونم مجوزو بگیرم

۳سال قبل اقدام کرده بودم ولی کارم به نتیجه نرسید.. 

انشالله  با کمک داداش علی خوب پیش میریم از این به بعدم البته با دعا های شما دوستان...


به امید آزادی


یا علی

[ یکشنبه بیست و پنجم اسفند 1392 ] [ 1:23 ] [ آراد ]

[ ]

اولین سال نو همراه دوستان تی اسم
سلام دوستان

من یه مدتی نت نداشتم نمتونستم پست  جدید بزارم ولی الان آمدم....

تو این مدت که نبودم تونستم یه کار خوب پیدا کنم واین خیلی خوبه و خودم خیلی خوشحالم  از این بابت و همچنین خانوم, البته یه تشکر مخصوص پیشم داری خانومم...

تو این مدت با داداش علی که دست داداش فرزاد درد نکنه ایشونو بهمون معرفی کرد قرار گذاشتیم که همدیگرو ببینیم ولی نشد ایشالله به این زودی میرم میبینمشو باهم میریم کارای مجوزمو یواش یواش شروع کنم واسم دعا کنید دوستان

پیشاپیش عید همتون مبارک باشه آقا شادباش به همه راستی مارو تو دعاهاتون دعا کنین

یا علی

[ چهارشنبه بیست و یکم اسفند 1392 ] [ 15:14 ] [ آراد ]

[ ]

HAPPY VALENTINE DAY
سلامممممم


سلام گرم تو زمستون میچسبه خیلی نه؟؟مخصوصا اگه همراه با عشق و دوستی باشه؟؟؟

دلم واسه خانومم خیلی تنگ شده فردا ولنتاینه و پیشش نیستم ولی مهم اینه که به یادشم البته 2روز دیگه

میبینمش ولی مهم اینه که خانومم من عاشقتم و دیونه وار میپرستمت و تا آخرش باهاتم بخاطر تمام لحظاتی که ناراحتت کردم برات شاخه گل میارم ولی دیگه نمخوام ناراحتت کنم دیگه بسه خیلی شرمندتم خیلی میدونم ولی منو بخاطر این روز قشنگ ببخش من عمیقا میخوامت خانومم 

ولنتاینت مبارک عشقم

[ پنجشنبه بیست و چهارم بهمن 1392 ] [ 20:34 ] [ آراد ]

[ ]

پست زمستونی و عاشقونه آراد
سلام به همه دوستای گلم

واقعا همتونو خیلی دوست دارم همتون مثل خواهر وبرادر واقعیم هستین...


 از خانومم ممنونم و خدارو هزار مرتبه شکر میکنم که همچین 


خانومی دارم واقعا عاشقشم از همه ی لحظاتی که باهام بودی


وهستی خانومی ازت ممنونم من هیشکیو مثل تو ندیدم


جدی میگم تورو باکل دنیاعوض نمکنم عشقم


دوباره سلام به این هوای برفی زیبا واقعا خیلی قشنگه هر کدوم از دونه ها

به یه شکل خیلی خوشگله من عاشقوشونم البته نه به اندازه خانومما تو

این هوا میچسبه با عشقت همقدم شیو زیر برف قدم بزنی و دستاشو

بگیریو اون بگه سردمه و تو اونو بیاری طرف خودتو آخرشم که دیگه تو

بغلته....


...خیلی میچسبه امتحان کنید به دوستای گلم حتما توصیه میکنم...


من که عاشق این لحظه هام....


دوستان تا درودی دیگر بدرود...

یا علی



[ چهارشنبه شانزدهم بهمن 1392 ] [ 11:24 ] [ آراد ]

[ ]

آمدمممممممممممممم..

سلام به همه دوستای خوبم

 

بابت نبودنم شرمندم خیلی سرم شلوغ بود یه مدتیم نت نداشتم دیگه بدتر وحالا بعد یه  مدتی آپپپپپپپمممم

 

خوش آمدم؟؟؟

 

بگذریم تو این مدت تولد عشقم و مامانم بود که جاهمتون خالی خوشگذشت..شب

 

یلدا هم که گذشت ولی پسا پس تبریک...اربعینم همچنین تسلیت میگم...

 

از کلاسای دانشگاهم خلاص وتو فرجه هاییم..

 

خدایا یه فرجی معجزه ای کن این ترم نمره هامون خوب شه معدلمون بالا بیاد درسا

 

سنگین مغزا خراب اصن یه وضعییه...صلوات....

 

خلاصه داریم تلاشمونو میکنیم شما چطور؟؟؟میدونم میدونم خودم بدتر....

 

آقا داداشمون که قاطی مرغا شد تو جریان بودین اصن باورم نمشه دیگه خونه

 

خودمونم نمیاد هنو نامزدهاااا.... واقعا همه میگفتنا ولی لامصب کار عشق و عاشقیه

 

دیگه...

 

راستی من تو این مدت کسی از ترنسا رو ندیدم که ساکن ارومیه باشه ینی اصن

 

کسی نی؟؟؟؟ اگه باشی لطفا داداشا و خواهرای گلم بگید در ارتباط باشیم...

 

من زیاد نمتونم دنبال مجوزم برم فعلا شرایط جور نبوده کسی از ارومیه اقدام کرده؟؟؟

 

خودم مخوام از تهران اقدام کنم ولی خوب گفتم شاید از اینجاهم بشه....

 

اینجا هوا انصافن خیلی سرده دوستان به هم وطنایی که تو زلزله 2سال پیش

 

آذربایجان شرقی (اهر و ورزقان ...) هنو تو سرما تو کانکس زندگی میکنن کمک کنین بخدا خیلی نیاز

 

دارن به دستای گرم هم وطناشون...

 

دوستان تا یه آپ جدید همتونو به خدای بزرگ میسپارم

 

دم همتون بخاری...

 

یاعلی

[ یکشنبه پانزدهم دی 1392 ] [ 8:50 ] [ آراد ]

[ ]

غزل های محشر محمد علی بهمنی...
پاییز خیلی قشنگه....مگه نه؟؟؟؟



او سرسپرده می خواست من دل سپرده بودم



من زنده بودم اما انگار مرده بودم


از بس که روزهارا با شب شمرده بودم



ده سال دور و تنها تنها به جرم این که:


او سر سپرده می خواست من دل سپرده بودم



ده سال می شد آری در ذره ای بگنجم


از بس که خویشتن را در خود فشرده بودم



در آن هوای دلگیر وقتی غروب می شد


گویی بجای خورشید من زخم خورده بودم



وقتی غروب می شد وقتی غروب می شد:


کاش آن غروب هارا از یاد برده بودم

                                             

                                                       (محمد علی بهمنی)




آمده ام با عطش سال ها



با همه ی بی سر و سامانی ام


باز به دنبال پریشانی ام



طاقت فرسودگی ام هیچ نیست


در پی ویران شدن آنی ام



آمده ام بلکه نگاهم کنی


عاشق آن لحظه ی توفانی ام



دل خوش گرمای کسی نیستم


آمده ام تا تو بسورانی ام



آمده ام با عطش سال ها


تا تو کمی عشق بنوشانی ام



ماهی ی برگشته ز دریا شدم


تا تو بگیری و بمیرانی ام



خوب ترین حادثه می دانم ات


خوب ترین حادثه می دانی ام؟



حرف بزن ابر مرا باز کن


دیر زمانی ست که بارانی ام



حرف بزن حرف بزن سال هاست


تشنه ی یک صحبت طولانی ام



ها...به کجا می کشی ام خوب من؟


ها...نکشانی به پشیمانی ام!



                                                (محمد علی بهمنی)



گپ



باران گفت


نمی بوسمت


سرما می خوری


                                           (محمد علی بهمنی)






[ چهارشنبه پانزدهم آبان 1392 ] [ 15:54 ] [ آراد ]

[ ]