تی اس

درد حرف نیست درد نام دیگر من است من چگونه خویش را صدا کنم؟!

صفحه اصلی | عناوین مطالب | تماس با من | پروفایل | قالب وبلاگ

سلام مخصوص به همه دوستای خوبم که همیشه به یادم هستن

امیدوارم شاد و خوش و سلامت باشید

 این مدت که نبودم تو دانشگاه بودم و از روند کارام واسه مجوز یکم دور شدم ولی هر هفته میرفتم تا 1ماه پیش رفتم پیش دادستان بلاخره و باش صحبت کردم البته اون فککنم میخواست بدونه من دراین باره اطلاعات دارم یا نه چون میگفت اولین نفری هستی که این درخواستو داشته ومن باید بررسی کنم ببنیم همچین دستوری هست یا نه خلاصه اینجوری بعد نامم موند پیشش بم گفت هفته بعد بیا منم که نتونستم برم بعد 1ماه امروز رفتم ولی از شانس بد نبود ینی جلسه داشت حالا راستو دروغش معلوم نی خلاصه دیگه فعلا تو مرحله نامه گرفتن از دادسرا برا پزشک قانونی هستم این از ماجرا مجوزم وهمین که کاروبارم خداروشکر گرفته درامدم خوبه بد نیست

اینکه درسام سنگین شده یکم اذیت میشم واسه هر درس باید پروژه آماده کنم وقتمو خیلی میگیره و خوندن درسام که به کنار

 تبریک میگم به داداش فرزاد گلم که مجوزشو گرفته و از ته دلم براش آرزوی خوشی و سلامتی میکنم بره حالشو ببرهو چنتا از داداشای دیگه که واسه اونام خیلی خوشال شدم واقعا دلم شاد میشه میبینم مجوزشونو گرفتن واسه گرفتن مجوز خودمون انشالله..صلواتتتتتتتتتتت

تا درودی دیگر بدرودددددددددد

 

چهارشنبه پنجم آذر 1393 18:21 |- آراد -|

سلام دوستان خوبید خوشییید؟؟؟

تو این 1 ماه نمدونم چیشده وبلاگ برادر و خواهر های بزرگم که عمل کردن همش غیر فعال شده حالا به هر دلیلی و این بده که مانمتونیم از تجربه هاشون استفاده کنیم و این اصلا خوب نیست

بعد اینکه یه چند هفته ای نبودم و الان دانشگامونم شروع شده و باید بریم سر کار همچنین از این لحاظ خوشحالیم یکم

بعد عیدتونم مبارک باشه انشالله همیشه سالم و سلامت باشیدو بنده خوبی واسه خدا باشیییم

بعد اینکه واسه مجوز باید این هفته دیگه دادستانو ببینم چون هر دفه رفتم نبوده نمدونم چیکار میکنه یا مارو سر کار میزارن خدا میدونه

خلاصه دعا کنین این هفته بتونم درخواستمو بدمو کارام بره تو روالش

مخلص همه داداشا و آبجی های گلم هستم فقط وبلاگتونو نبندین بزارین این ارتباط باشه

موفق باشییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییید

 

یکشنبه سیزدهم مهر 1393 11:21 |- آراد -|

سلام  دوستان خوبید؟؟؟

اول از همه بابت زحمتایی که واس داداش گلم  علی آقا دادم ازش تشکر میکنم و مخلصسشم اساسی.....

والا من ۳شنبه رفتم دادستانی دفتر رئیس دادخواستمو با نامه دکترودادم بهشون بعد گرفتن گفتن فردا همین موقع بیا جوابتو بگیر آقا منم  امروز دوباره رفتمو دادخوستو نامه رو به خودم دادن گفتن هفته بعد ۴شنبه بیا با رئیس صحبت کن منم دیگه ندونستم چی بگم گرفتم اومدم

راستی همجا اینطوریه یا منو سرکار گذاشتن لطفا یه کمکی کنین اگه کسی میدونه

...

همجا اینطوریه آقا ؟؟؟؟اخ اصن دادخواستمو برگردوندن ینی دادن به خودم نمدونم چی باید اون لحظه می گفتم.....

اگه کسی میدونه یه کمکی کنه

ممنون

یا علی

چهارشنبه پنجم شهریور 1393 12:8 |- آراد -|

سلام ....

 

 

این آهنگ روح روانم شده

 

دیونم میکنه

 

دیونه ترم....

 

دلخوشیم پشت این آهنگه...

 

 

یکشنبه نوزدهم مرداد 1393 0:50 |- آراد -|

سلام دوستان خوبم..

امیدوارم که حالتون همیشه خوب باشه....

عید سعید فطر و به همتون تبریک می گم

انشالله که هممون از زندون تنمون آزاد بشیم

سالم سلامت باشید..

سه شنبه هفتم مرداد 1393 17:2 |- آراد -|

سلام به این ماه قشنگ و پر برکت خدایی..

سلام دوستای خوبم...

این ماه پر برکت و خدایی رو بهمتون تبریک میگم..

امیدوارم که حال همتتون خوب باشه و همیشه سلامت و شاد همراه خانواده باشین

بچه ها وقت های اذان و افطار یکی از زیبا ترین و ملکوتی ترین لحظه هاس بیاین اون لحظه هممون برای شفای بیمارا ،برای اتمام همه ی جنگ ها ، و برای ظهور امام زمان (ع) والبته آزادی هممون از این برزخ تن دعا کنیم خواهش میکنم بچه حتما این کار قشنگ یادتون نره

ماروهم یادتون نره دعا کنین و هروز یک آیه قرآن کریم رو تلاوت کنین خیلی کار قشنگیه به امید آزادی هممون...

یا علی

یکشنبه هشتم تیر 1393 15:12 |- آراد -|

سلام به همه دوستان گل

والا بعد یه دوماهی گفتیم بیایم البته اتفاق خاصی نیوفتاده و من هنوز درگیر دانشگاهم و هنوز نتونستم در این مورد دورست و حسابی با خانوادم صحبت کنم تو این مدت تونستم فیلم آینه های روبرو رو دانلود کنم خیلی خوشم آمد کلا فیلمی بود که درد و دل هممون بود همش بغض میکردم حین فیلم دیدن احساساتی میشدم ولی خانومم گفت میتونستن از این بهترم درستش کنن اخ خودش نویسندس قربونش برم...

خلاصه اینطور بود و ما تو این مدت دانشگاه میرفتیمو کار میکردیم تا خرج خونرو بدیم آقا مردی شدیم واسه خودمون..

آره دیگه تابستونم که عروسی داداشمونه باید تو فکر لباسی باشیم که خوشتیپمون کنه البته هستیما....

باید یه دوماهی برم بدنسازی بدنمو حسابی آپ کنم البته هستا ولی یه مدتی که درس نمزاره بریم ورزش خلاصه روزگار میگذره و روزا داره گرم تر میشه ....

فعلا تا آپ دیگر خدا نگه دارتون

یا علی

جمعه شانزدهم خرداد 1393 15:34 |- آراد -|

    من زندگى رو خوب ميفهمم و آدماشو بهتر، تجربه ى خيلى چيزا رو نداشتم اما همون خيلى چيزا رو خيلى خوب لمس مى كنم و مى فهمم... خوب مى فهمم يه مرد محبوس چقد زمان مى بره تا به اولين شب آرامش برسه ...خوب مى فهمم يه تولد ديگه رو مونا خوب مى فهمم يه دختر و از يه قبيله ديگه رو سارا ... مى فهمم اسارت توى هواى جسم يه راه بلند تا آزاديش يه آدمه جون سختو ميخواد و يه زندگى شگفت انگيز....ميدونم درد داره وقتى همه چى تموم باشى ولى زندونيه جسمت ... وقتى مجبور باشى پنهون باشى پشت تمام آرزوهات اينم مى فهمم ... همه ى اينا لمس كردم از نوشته هاتون... از نوشته هاتون تصورتون كردم و فهميدمتون ... زندگى كنار شما فرق داره اينا رو از روى اغراق يا احساس نمى گم نه به هيچ وجه،اما واقعا فرق داره پايدارى عشق و آرزو كنار شما طور ديگه اى معنا داره ... دورگه بودن و طلايى بودنتون.... من نمى تونم هرگز همدردتون باشم كه بودنم دروغه محضه همدردتون آراد نازنينه ولى مى تونم يه تسكين هرچند كوچيك ولى واقعى براى زخماتون باشم... مى فهمم اون لحظه هايى رو كه آراد از دلتنگى و نگرانياش مى نويسه تمام مشكلاته بينمون حتى زياد برام با وجودش شيرينه من دوسش دارم چون چيزى تو وجودش هست كه باعث شده با بقيه فرق داشته باشه چون جواب تمام علامت سوالاى دلمه من به بودنش به خوب بودنش ايمان دارمو افتخار مى كنم ... البته بايد بگم شايد نتونه خوب بنويسه امااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااخيلى فراتر از نوشته هاو حرفاشه از اون آدماس كه هر روز بايد بهش گفت چه خوب شد كه به دنيا اومدى چه خوبتر كه دنياى من شدى....

چهارشنبه سیزدهم فروردین 1393 3:37 |- آراد -|

سلام دوستان خوبم

انشالله که حالتون توپ توپ باشه...

آقا بازم نوروزو به همه شما تبریک میگم انشالله که  این سال برا همه بچه های ترنس خوب باشه و بتونن رضایت خانواده یا عملاشونو و یا زندگی خوبشونو با موفقیت با شادی و سلامتی با خانواده با همسرشون کلا حال کنن ,جمیعا صلوات...

خخخخخخ... خوب دیگه اگه حوصله دارین بیاین ادامه مطلب...


✘ادامهـ مطلبـ✘

شنبه نهم فروردین 1393 16:34 |- آراد -|

سلام دوستان خیلی خوشحالم


امروز اولین قدمو برداشتم ...


 رفتم پیش دکتر حامد نیا متخصص روان و اعصاب  بالاخره نوبتم شدو رفتم تو البته زیاد منتظر نموندم چون داداش

علی ۲روز قبل وقت گرفته بود برام دست گلش درد نکنه ...

خیلی آقایی داداش...

خلاصه محکم  رفتمو  صحبت کردم واز خودم گفتم اونم چنتا سوال کردو چیز زیادی نگف...

بم یه نامه داد برا معرفی به دادگاه خانواده البته نامه رو به خواسته من داد گفت باید ارجاع بدی به دادگاه ودرخواستتو بنویسی...

ولی برا اولین قدمم خوشحالم امیدوارم توسال آینده یا سال بعدش بتونم مجوزو بگیرم

۳سال قبل اقدام کرده بودم ولی کارم به نتیجه نرسید.. 

انشالله  با کمک داداش علی خوب پیش میریم از این به بعدم البته با دعا های شما دوستان...


به امید آزادی


یا علی

یکشنبه بیست و پنجم اسفند 1392 1:23 |- آراد -|

Design: Bia2skin.ir